![]() | حضرت معصومه سلام الله علیها فاطمه دوم - محمد محمدی اشتهاردی | ![]() |
اى دختر عقل و خواهر دين
وى گوهر درج و عز و تمكين
عصمت شده پاينده مويت
اى علم و عمل مقيم كويت
وى گوهر تاج آدميت
فرخنده نگين خاتميت
شيطان به خطاب قم براندند
پس تخت تو را به قم نشاندند
كاين خانه بهشت و جاى حواست
ناموس خداى جايش اينجا است
جسمى كه در اين زمين نهان است
جانى است كه در تن جهان است
اين ماه منى و مهر تابان
عكسى بود ا قم و خراسان
ايران شده نور بخش ارواح
مشكاه صفت به اين دو مصباح
از اين او حرم دلا چه برسى
حق داند و صف عرش و كرسى
هر كس به درت به يك اميدى است
محتاجتر از همه وحيدى است
از آن روى كه در محدوده حرم، حريمها وجود دارد و بايد براى حفظ آن كوشيد، حرم را، حرم ناميدهاند. نقطه ثقل اين حرم ضريح مقدس است كه چون انگشترى نگين خود را در بر گرفته است، پس بايد با رعايت آداب وارده احترام حرم را حفظ كرد.
چنان كه مىدانيم قمستى از محدوده ضريح محلى براى واريز نذورات و هداياى امت محمدى (صلى الله و عليه و آله و سلم)به اين ستاره پرفروغ بوده است. چند صباحى كه مىگذرد آيين غبار روبى برپا مىشود، تلاوت نورانى قرآن كريم، يادى از مصيبتهاى آل الله و مدح و مرثيه هماره به هنگام غبار روبى طنين انداز است.
درب ضريح كه گشوده مىشود گروهى با لباس سفيد بلند كه گويى لباس احرام به تن كردهاند با ياد خدا و با زمزمه يا فاطمه اشفعى لى فى الجنه و سرشك از ديده جارى با بوسه به ضيح و با خضوع توفيق تشرف مىيابند. زيارت قبر مطهر فروغ ديدگانشان مىگردد و پس از جمع آورى نذورات و زدودن غبار، قبر شريف را با گلاب شستشو داده و با خواندان نماز در كنار قبر همنشين عرشيان مىشوند، پس از پايان مراسم، غبار روبان بيش از همه آرزومندند تا حضرت معصومه (عليها السلام) در سراى باقى شفيع آنان باشد.
پايان فصل دوم
فصل سوم: مسجد جمكران و مراقد امامزادگان و مكانهاى ديدنى قم
از آنجا كه قم از همان قرن اول اسلام، مركز تشيع بود، و بسيارى زا امامزادگان و منسوبين به امامان (عليه السلام) و اصحاب آنها به قم وارد شدند، و با ورود حضرت معصومه (عليها السلام) رونق بيشترى گرفت، فرهنگ اسلامى و تشيع در اين سرزمين استوار گرديد، و آثار درخشان آن، از هر سوى آن، آشكار شد.
بر همين اساس، قم از همان آغاز، پايگاه مهم تشيع گرديد، و سپس با استقرار حوزه عليمه تشيع، و رونق و كشترش آن، قرن به قرن، موجب استحكام و توسعه اين پايگاه عظيم شد.
و چنان كه قبلا نظير اين روايت، ذكر شد، كه امام صادق (عليه السلام) در ضمن گفتارى، فرمود:
الا ان حرمى و حرم ولدى بعدى قم؛
آگاه باشيد حرم من و حرم فرزندان من بعد از من، قم است.(253)
از اين سخن استفاده مىشود كه حرم امام صادق (عليه السلام) تا امام عصر حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف)يعنى حرم هفت امام، قم است، بنابراين قم چنان كه از آثارش پيدا است، از نظر مذهبى و سياسى اهميت فراوان دارد، زمينه سازان قيام حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف)هيچ گاه نبياد اين مركز را كه پايگاه فقه جعفرى است، فراموش كنند، بلكه بايد روز به روز بر رونق آن بيفزايند.
روايات بسيارى وجود دارد كه بيانگر مركزيت قم براى حكومت جهانى حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف)است، وجود مسجد جمكران، كه شرح گشتردهاى دارد، از نشانههاى چنين مركز است، در اينجا قبل از شرح ماجراى مسجد جمكران (مسجد امام زمان)، نظر شما را به چند نمونه از رواياتى كه رابطهاى مستقيم يا غير مستقيم در مورد ارتباط قم با حكومت جهانى حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف)دارد، جلب مىكنم:
1- امام صادق (عليه السلام) در ضمن گفتارى فرمود:
اهل قم انصارنا؛ مردم قم ياران ما هستند.(254)
2- امام كاظم (عليه السلام) فرمود:
رجل من اهل قم يدعو الناس الى الحق، يجتمع معه قوم كزبر الحديد، لا تزلهم الرياح العواصف، ولا يملون من الحرب، و لا يجبنون، و على الله يتوكلون؛ و العاقبه للمتقين؛
مردى از قم بر مىخيزد و مردم را به سوى حق دعوت مىكند، گروهى همراه او هستند، همچون پاره آهن، محكم مىباشند، توفانها تند حوادث، آنها را از پاى در نمىآورد، و از جنگ خسته نمىشوند، و نمىترسند، و توكلشان بر خداست، و عاقبت نيك براى پرهيزكاران است.(255)
3- عفان بصرى مىگويد: امام صادق (عليه السلام) به من فرمود: آيا مىدانى چرا قم را قم نام گذاشتهاند؟ عرض كردم: خدا و رسولش و شما داناتر هستند، فرمود:
لان اهله يجتمعون مع قائم آل محمد (صلى الله و عليه و آله و سلم)و يقومون معه، و يستقيمون عليه و ينصرونه؛
زيرا مردم قم به گرد قائم آل محمد - كه درودهاى خداوند بر او باد - اجتماع مىكنند، و همراه او قيام مىنمايند، و در كنار او استقامت مىنمايند، و او را يارى مىكنند.(256)
4- امام صادق (عليه السلام) در ضمن ذكر كوچيدن علم از كوفه به قم، و انتشار علم از قم به همه جا از مشرق و مغرب (كه قبلا در فصل اول ذكر شد) در پايان فرمود:
فيتم حجه الله على الخلق، حتى لايبقى احد على الارض لم يبلغ اليه الدين و العلم ثم يظهر القائم؛
حجت خدا به وسيله اهل قم (ساكنان قم) بر همه مردم تمام مىشود، به طورى كه در سراسر زمين، كسى باقى نمىماند كه دين و علم به او ابلاغ نشده باشد، سپس حضرت قائم (عجل الله تعالى فرجه الشريف)ظهور مىكند.(257)
5- امام صادق (عليه السلام) پس از تمجيد از قم و اهل آن، فرمود:
اما انهم انصار قائميان و دعاه حقنا
آگاه باشيد كه اهل قم ياران قائم ما، و دعوتگران و خواهان احقاق ما هستند.(258)
6- اميرالمؤمنان على (عليه السلام) يادى از قم كرد و در ضمن گفتارى چنين فرمود:
تلك البلده التى يخرج منها انصار خير الناس ابا و اما وجدا وجده و عما و عمتا؛
اين شهرى است كه از آن بيرون مىآيند ياران بهترين انسانها از جهت پدر، مادر جد پدرى و مادرى، عمو و عمه. (منظور از اين بهترين انسانها، حضرت مهدى (عليه السلام) است.)(259)
7- در آيه 5 سوره اسراء مىخوانيم:
فاذا جاء وعد اوليهما بعثنا عليكم عبادا لنا اولى بأس شديد فجا سوا خلال الديار و كان وعدا مفعولا؛
هنگامى كه نخستين وعده فرا رسد، مردانى پيكار جو را بر شما مىفرستيم (تا سخت شما را در هم كوبند، حتى براى به دست آوردن مجرومان) خانهها را جستجو مىكنند، و اين وعدهاى است قطعى.
امام صادق (عليه السلام) پس از خاندان اين آيه، سه بار فرمود:
هم والله اهل قم؛ سوگند به خدا آنها (پيكارگران) همان اهل قم هستند.(260)
8- در محضر امام كاظم (عليه السلام) از قم و تمايل مردم قم به حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف)سخن به ميان آمد امام كاظم (عليه السلام) براى آنها دعا كرد، سپس فرمود: بهشت داراى هشت در است، يك در آن زا آن اهل قم مىباشد، آنها بهترين شيعيان ما هستند، خداوند ولايت ما را در طينت آنها سرشته است.(261)
9- حضرت على (عليه السلام) در ضمن دعا براى اهل قم و تمجيد از آنها فرمود:
هم اهل الدين والولايه و العباده و حسن العباده، صلوات الله عليهم و رحمه الله و بركاته؛
آنها ديندار و طرفدار ولايت و رهبرى حق، و اهل عبادت و بندگى نيك هستند، درودهاى خدا و رحمت و بركات او بر آنها باد.(262)
10- از روايات متعدد استفاده مىشود كه:
و قم، مجمع انصار القائم؛ قم محل اجتماع ياران قائم است.
به طورى كه يكى از القاب قم، همين مىباشد، و همچنين:
قم مأواى الفاطميين؛ قم پناهگاه شيعيان و فرزندان فاطمه (عليه السلام) است.(263)
اين روايات حاكى از آن است كه قم همچون سابقه درخشان خود، در آستانه ظهور حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف)پايگاه استوار طرفداران و منتظران آن حضرت است(264) كه زمينهسازان نيرومند براى استقبال از امام قائم (عجل الله تعالى فرجه الشريف)خواهند شد و پس از ظهور آن حضرت، قم همان شهر قيام و خون خواهد بود، و اين سرزمين را به عنوان يكى از مراكز مهم پس از مكه و كوفه، براى حكومت جهانى حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف)قرار خواهند داد.
ماجراى مسجد جمكران، كه شرح آن خواهد آمد و همچنين ماجراى مسجد امام حسن (عليه السلام) در كنار جاده قديم قم به تهران، جنب مدينه العلم كه خاطر نشان مىشود اين مطلب را تأييد خواهند كرد.
شهر قم، هم اكنون به عنوان پايگاه اصلى انقلاب اسلامى ايران، به رهبرى حضرت امام خمينى (رحمه الله) است، و يادآور ايمان، صلابت، پايمردى و پيشگامى مردان و زنان قم در پانزده خرداد سال 1342 ش، و ديماه سال 1357 است كه شعلهاى برافروخت و به جاهاى ديگر سرايت كرد، و با رهبرى امام خمينى (رحمه الله) پيكره منفور رژيم طاغوتى شاهنشاهى را برانداخت، و به جاى آن، جمهورى اسلامى را پايه گذارى نمود.
آغاز فرمان تأسيس مسجد جمكران، در شب سهشنبه 17 رمضان سال 293 هجرى قمرى (1129 سال قبل)(265) بود.
شيخ فاضل، حسن بن محمد بن حسن قمى صاحب كتاب تاريخ قم (كه اين كتاب در سال 378 هجرى قمرى تأليف شده) معاصر شيخ صدوق(266) از كتاب مونس الحزين فى معرفه الحق و اليقين از تأليفات شيخ صدوق، بناى مسجد جمكران را به دستور حضرت مهدى صاحب الزمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف)چنين نقل مىكند:
شيخ عفيف و صاح حسن بن مثله جمكرانى مىگويد: شب سهشنبه هفدهم ماه رمضان سال 293 هجرى قمرى در سراى خود خوابيده بودم، نيمه شب بود، ناگاه عدهاى به خانهام آمدند و مرا از خواب بيدار كردند و گفتند: برخيز و امر حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف)را اجابت كن كه تو را مىطلبد.
حسن به مثله مىگويد: برخاستم و آماده شدم و حركت كردم و چون به در خانهام رسيدم جماعتى از بزرگان را ديدم، سلام كردم، جواب سلام را دادند، و خوش آمد گفتند و مرا به آن جايگاه كه اكنون مسجد جمكران در آنجا واقع شده، بردند، نگاه كردم ديدم تختى در آنجا نهاده شده، و فرشى نيكو بر روى آن تخت، گستردهاند و بالشها تكيه كرده و پيرمردى در پيش روى او نشسته و كتابى در دست گرفته براى آن جوان مىخواند، ديدم بيش از شصت مرد كه بعضى جامههاى سفيد و بعضى جامههاى سبز بر داشتهاند، در گرداگرد آن جوان، بر روى زمين نماز مىخواندند.
آن پيرمرد كه حضرت خضر (عليه السلام) بود مرا روى تخت نشانيد، و حضرت امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف)(آن جوان) مرا به نام خود خواند و فرمود: برو به حسن به مسلم بگو تو چند سال است اين زمين را آباد مىكنى و ما خراب مىكنيم، پنج سال زراعت كردى، بار ديگر امسال شروع به زراعت كردى، بايد چه از اين زمين سود بردهاى برگردانى، تا در همين محل، (از همان سود زراعت) مسجد بنا كنند، به حسن بن مسلم بگو اينجا زمين شريفى است، خداوند متعال اين زمين را از زمينهاى ديگر برگزيده و ارجمند نموده است، تو آن را گرفته و به زمين خود ملحق نمودهاى خداوند دو پسر جوان از تو گرفت و هنوز متبه نشدهاى، اگر از اين كار دورى نكنى، بلاى خداوند از ناحيهاى كه گمان نمىبرى بر تو فرو مىريزد.
حسن بن مثله عرض كرد: اى سيد و مولاى من، لازم است علامت و نشانهاى در اختيارم بگذارى، زيرا مردم سخن مرا بدون علامت و نشانه نمىپذيرند.
امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف)فرمود: نزد سيد ابوالحسن برو و به او بگو برخيزد و بيايد و آن مرد (حسن بن مسلم) را بياورد، و منفعت چند ساله را از او بگيرد، و به ديگران بدهد تا صرف در بناى ساختمان مسجد شود، باقى وجوه را از رهق واقع در ناحيه ادهال كه ملك ما است نيز بياورد و ساختمان مسجد را تمام كند و نصف رهق را وقف اين مسجد كرديم، كه هر ساله وجوه درآمد آن را بياورد و در ساختمان اين مسجد به مصرف برسانند.
به مردم بگو! به اين محل اشتياق باشند و آن را عزيز بدارند، و در آن چهار ركعت نماز بخوانند، دو ركعت نماز تحيت مسجد، در هر ركتى يك بار الحمد و هفت بار قل هو الله احد و در ركوع و سجود هفت بار ذكر ركوع و سجود را بخوانند، سپس دو ركعت نماز صاحب الزمان بگذارند، به اين ترتيب كه در ركعت اول هنگامى كه در سوره حمد به آيه اياك نعبد و اياك نستعين) رسيدند، آن را صدبار بگويند، ركعت دوم را نيز به همين طريق انجام دهند، و تسبيح ركوع و سجود را در هر دو ركعت، هفت بار بخوانند، و بعد از نماز، يك بار تهليل (لا اله الا الله) بگويند، سپس تسبيح فاطمه زهرا (عليها السلام) را بگويند، آنگاه سر بر سجده نهاده و صد بار بر پيامبر و آلش، صلوات بفرستند.
فمن صلاهما فكانما صلى فى البيت العتيق
هر كس اين دو ركعت (يا اين دو نماز) را بخواند، گويى آن را در خانه كعبه خوانده است.